ششمین کنفرانس بین المللی پژوهش در علوم و مهندسی و سومین کنگره بین المللی عمران، معماری و شهرسازی آسیا (
2022)
Copy
BIBTEX
Abstract
تفکر درباره معاد و جایگاه آن در مرگ انسان، پیشینۀ طولانی در میان بحثهای فلاسفه، الهیدانان و متکلمان دارد. در بسیاری از پژوهشها، اثراتی که او از ارسطو و ابن سینا پذیرفته است؛ بسیار مورد توجه قرار میگیرد. اما این تأثیرپذیری با تغییرات بسیاری همراه بوده، و اندیشههای او از دیدگاه مشایی و سینوی فراتر رفته است. در این مقاله، با استفاده از روش تحلیلی – توصیفی، جایگاه معاد در معنی مرگ از دیدگاه توماس آکویناس را مورد بررسی قرار میدهیم. نمیتوان معنی مرگ را در اندیشههای توماس آکویناس بدون توجه به جایگاه معاد در آن به درستی تبیین کرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد توماس آکویناس به معاد جسمانی و روحانی معتقد است. در نظر او نفس، جوهری غیرمادی دارد و با بدن از میان نمیرود. همچنین با اهمیت بدن در حقیقت انسان، به ضرورت معاد جسمانی معتقد است، اما نه همان جسمی که در زمان مرگ داشته است. انسان تنها با مرگ میتواند به شناخت مستقیم و بیواسطه از خدا برسد. اما این شناخت و رسیدن به خدا برای تمامی انسانها وجود ندارد، بلکه به اعمال انسان در زندگی این جهان و فیض الهی وابسته است. اعمال خیر و اخلاقی انسان در نظر او میتواند به سعادت منجر شود. این سعادت به تحصیل در نمیآید مگر با رویت ذات الهی در جهان آخرت. اما این مرگ بدون مفهوم معاد نمیتواند به سعادت انسان منجر شود. چرا که در معاد است که میتوان به رویت خدا، که هدف غایی از آفرینش انسان است رسید.